X
تبلیغات
آموزش شهرستان کلات نادر
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
باید دلت سنگ باشد تا بتوانی به چهره‌های از هم‌پاشیده‌شان نگاه کنی و بغضت نگیرد و شرمت نشود، اما در این اتاق باید همه غصه‌ات را پنهان کنی و برایشان لبخند بزنی تا بتوانی عمق فاجعه را از این کودکان 10 ساله پنهان کنی. صدای خنده آنها را در باز‌ی‌هایشان در حالی می‌شنوی که چهره معصومانه و زیبای کودکانه‌شان زیر داغ آتش، چروکیده و مچاله است، آن هم نه سوختگی به مفهوم رایج، بلکه بندبند وجودشان در این حادثه از شدت بالای حرارت آتش، در یک کلمه‌ و بدون تعارف، «کباب‌پز» شده است.

«آمنه»، «نادیه» و «اسمعه»، سه تن از همان دانش‌آموز شین‌آبادی هستند که این روزها با سوختگی‌های 50 و 45 درصد حال در بیمارستان ساسان تهران بستری هستند تا شاید تیغ جراحی پزشکان مرهمی باشد بر زخمهای چهره‌های سوخته‌شان؛ گرچه 10 ماهی می‌شود جراحی‌های طولانی چندساعته تنها تفریح آنها شده.

به گزارش ایسنا، در بیمارستان ساسان طبقه‌ دهم از ایستگاه پرستاری سراغ کودکان شین‌آبادی را می‌گیریم. اتاق شماره‌ یک را نشانمان می‌دهند. با پرستاری که از قبل هماهنگ شده وارد اتاق می‌شویم. صورت‌های «آمنه»، «اسمعه» و «نادیه» که هر یک روی تخت‌هایشان خوابیده‌اند دیده نمی‌شود. خودمان را معرفی می‌کنیم، مادرانشان نیم‌خیز می‌شوند و نگاهمان می‌کنند. شک می‌کنیم که شاید فارسی را خوب ندانند، جلوتر می‌رویم، «آمنه» به طرف ما برمی‌گردد، از دیدن چهره که نه! چهره‌ای باقی نمانده، صورتکی مصنوعی با پلک‌هایی که گوشه‌هایش به هم چسبیده، حفره‌ای به اندازه‌ یک سکه در زیر لب‌هایش که به جرات می‌توان گفت کلفتی هر یک به سه سانت رسیده، دستانی باندپیچی شده و سری که وسط آن خالی از موست، جا می‌خوریم.

«نادیه» از تخت پایین می‌پرد؛ دخترکی تپل که گوشت‌های اضافی روییده بر صورتش او را چاق‌تر از حد معمول نشان می‌دهد، برخلاف آمنه که دستی ندارد برای دراز کردن، دستش را دراز می‌کند، از نگاه بر دستانش شرممان می‌گیرد، برخلاف ظاهر تپلی‌اش انگشتان دستش همچون کودکی چهار ساله، لاغر، نحیف و کوتاه باقی مانده است. بر تمام دستانش تا آرنج رد بخیه و «گرافت» است، به قول سر پرستار بخش "وصله پینه"، او با بلوز شلواری قهوه‌ای و البته خیلی گشاد روبرویمان ایستاده.

احتیاجی به پرسیدن نیست، گشادی لباس‌ها تنها کمکی است برای خاراندن راحت جانی که دیگر جای سالمی نمی‌توان در آن دید.

چشمان سیاه و مژگان بلند دخترک حکایت از چهره‌ای زیبا همچون سایر دخترکان این سرزمین دارد. هر آنچه می‌گویی صورتش را به راست می‌چرخاند و گوشش را سمت صدا می‌گیرد، در این زمان است که پدرش می‌گوید دخترش شنوایی گوش چپش را از دست داده. موهای کوتاه آمنه را نیز کنار می‌زند و گوش راستش را نیز نشانمان می‌دهد؛ با آنکه آمنه شنوایی‌اش را از دست نداده است اما لاله این گوشش هم کامل نیست.



سعی می‌کنیم بر لبانمان لبخند باشد؛ لبخندی البته مصنوعی تنها برای پنهان‌کردن تلخی حجم شبیخون حادثه‌ای که شعله‌هایش به جان دانش‌آموزان شین‌آبادی افتاد و روزگارشان را سیاه و خاکستر کرد.

در هر فرصتی دست بر صورت، گردن و تن و جان دارند برای خاراندن خود. دو پنکه سفید مدام به چپ و راست می‌چرخد، بی‌هیچ توقفی. شاید کمکی باشد برای خنک کردن تن سوخته این دخترکان بی‌گناه.

«اسمعه» به تقلید از نادیه به سمتمان می‌آید، دستش را برای سلام کردن دراز می‌کند، به نظر می‌رسد وضعیت این دختر موخرمایی علی‌رغم گوشت‌های اضافه‌ صورت و گرفت‌های دستش، بهتر از آمنه و نادیه باشد. پیراهنی جذب تن و کوتاه با ساق شلواری سیاه به تن دارد، لباسش صورت وی را سفیدتر و زیباتر کرده.

دورمان را می‌گیرند، بیشتر از همه دوربین عکاس برای آن‌ها جذابیت دارد. مادرانشان که حال از روی صندلی بلند شده‌ و ایستاده‌اند، حال و روز خوبی ندارند، اضطراب و بی‌حوصلگی در چهره‌شان بیداد می‌کند. گویا با هر بار باز شدن در اتاق، منتظر آماده شدن کودکانشان برای رفتن به اتاق عمل هستند.

بیمارستان ساسان تهران چند روزی است مهمان سه تن از این حادثه‌دیدگان است. حادثه‌دیدگانی که دیگر شور و شوق خرید لوازم مدرسه را ندارند و اول مهر را با لباس‌های بیمارستان در انتظار آینده‌ای نامعلوم آغاز خواهند کرد. 15 آذرماه 91 آتش بخاری در دبستان انقلاب اسلامی روستای شین‌آباد پیرانشهر به جان 28 دانش‌آموز کلاس چهارم افتاد و آنها را راهی بیمارستان کرد.

«سیران یگانه» و «سارینا رسول‌زاده» که هنوز آرزوهایشان را در دفتر نقاشی نکرده بودند به علت شدت سوختگی به آرامگاه ابدی پر کشیدند و دانش‌آموزان دیگر نیز با درصدهای مختلفی از سوختگی در بیمارستانها بستری شدند.

زنی لاغر اندام خود را مادر "آمنه راک" معرفی می‌کند. رنگ به رخسار ندارد. در کنار تخت دخترش ایستاده و منتظر نگاهمان است تا دردهایی را که هر روز از دلش می‌گذرد باز هم بازگو کند هر چند که عمق فاجعه آنقدر زیاد است که هیچ قلم و تصویری نمی‌تواند آن را شرح دهد؛ این را حال و روز خودمان و عکاس‌مان هم فریاد می‌زند.

مادر داغدیده می‌گوید و می‌گوید تا شاید تلنگری شود برای مسئولان که مرهمی برای زخم به درد نشسته این کودکان و خانواده‌شان بیابند.

مادر می‌گوید دخترش با 50 درصد سوختگی تاکنون 25 بار و شاید حتی بیشتر، تحت عمل جراحی صورت و دست قرار گرفته، عمل‌هایی که به گفته پزشک معالجش مشخص نیست تا چندین سال دیگر باید ادامه یابد و معلوم نیست با این عمل‌ها تا چند درصد می‌تواند چهره از دست رفته‌اش را باز یابد.

حالا هر سه مادر شروع به صحبت‌کردن می‌کنند. داغشان دوباره جان‌ گرفته. هر آنچه به خاطر می‌آورند از فشار مالی تا وعده‌های فراموش‌شده و بی‌مسئولیتی برخی مدیران ارشد آموزش و پرورش استان و کشور تا کابوس‌های شبانه کودکانشان را بازگو می‌کنند.

نمی‌دانیم به کدام صورت نگاه کنیم، هر یک چیزی می‌گویند. آرامشان می‌کنیم.

"مادر نادیه" بهتر از دیگران فارسی صحبت می‌کند. رشته کلام را بدست می‌گیرد و از تکرار عمل‌های هر سه ماه یکبار خبر می‌دهد و می‌گوید: برای جراحی ترمیمی صورت بچه‌ها از پوست قسمت‌های مختلف بدنشان برداشته و به صورتشان گرفت (پیوند) می‌زنند، این جراحی‌ها هر سه ماه یکبار تکرار می‌شود.

حالا نادیه به طرفمان می‌آید. دستم را بروی شانه‌اش می‌گذارم، البته با احتیاط. خیلی زود ایستاده به بغلم می‌خزد. اسمعه در کنارش می‌ایستد. مادر نادیه دلش آرام نمی‌گیرد و ادامه می‌دهد: درد پرستاری از بچه‌ها یک طرف و دوندگی برای اسکان در تهران از طرف دیگر، نایی برایمان نگذاشته. قبل از آمدن به تهران برای هماهنگی مراجعه می‌کنیم که تاکید می‌کند بروید مشکل جا ندارید، اما وقتی می‌آییم از صبح تا بعداز ظهر باید منتظر بمانیم تا یک اتاق برای اسکان در تهران آنهم در خانه فرهنگیان بدهند.

هر سه مادر از نحوه رسیدگی و هماهنگی‌های آموزش و پرورش به شدت ناراضی هستند و امیدوارند تا بلکه مسئولان جدید فکری به حالشان بکنند.

«نازدار ترکه»، مادر آمنه راک می‌گوید: زمانی که بچه‌ها در بیمارستان سینای تبریز بستری بودند به علت رسیدگی نامناسب پزشکی بدنشان عفونت کرده بود، به طوری که پس از انتقال به اصفهان، پزشکان گفتند اگر دیرتر منتقل شده بودند عفونت خون باعث مرگ آنها می‌شد، اگر کودکانمان در آن بیمارستان می‌ماندند مرگشان حتمی بود.

وی در حالی که دستهایش را به هم گره کرده و در چهره‌اش ناامیدی نسبت به آینده نامعلوم دخترش موج می‌زند، ادامه می‌دهد: پس از جراحی‌های متعددی که صورت گرفته جای جراحی‌ها گوشت اضافی آورده؛ هرچند پزشکان این اتفاق را عادی می‌دانند، اما برای خانوده‌ها قابل پذیرش نیست. می‌پرسیم چرا از روز اولی که حادثه رخ داد کودکانتان را به تهران منتقل نکردید که مادر نادیه و آمنه هر دو مدعی می‌شوند « برخی مسئولان آموزش و پرورش از ترس رسانه‌ای شدن حادثه و ابعاد فاجعه که در چهره کودکان نمایان، اجازه انتقالی نداده اند»؛ ادعایی که مسئولان وقت باید به آن پاسخ دهند.

علاوه بر صورت و دستهای "نادیه" پشت و کمر این دخترک نیز بشدت سوخته و وقتی این موضوع را می‌فهمیم که لباسش را بالا می‌زند. پشتش تکه تکه سوخته و برجسته شده، نمی‌توان بیشتر از چند ثانیه نگاه کرد. نمی‌دانیم چه بپرسیم فقط نگاهمان را از پشت این کودک می‌دزدیم، جراحت و عمق سوختگی در صورت، دستها و بدن این فرشته‌های کوچک داستان تلخی است که تا آخر عمرشان همراه آنهاست.

نادیه عکسی پرسنلی با خود به همراه دارد، معصومیت چهره زیبایش را نشان می‌دهد. مادرش سرش را به علامت اینکه نمی‌دانیم چه کنیم، به چپ و راست تکان می‌دهد و می‌گوید: چه آینده‌ای در انتظار این دختران است.

وی درباره اینکه تا کنون هیچ مبلغی بابت دیه به خانواده دانش‌آموزان شین آبادی پرداخت نشده است، اضافه می‌کند: مسوولان آموزش و پرورش به ما قول داده‌اند بعد از 15 سالگی "بیمه معلم" به این دانش‌آموزان تعلق خواهد گرفت که همانند بیمه عمر است اما معلوم نیست عملی شود یا خیر . بیمه حوادث دانش‌آموزی هم که 100 یا 200 هزار تومان است نه تنها پرداخت نشده بلکه چنین رقم‌هایی دردی از کودکانمان دوا نمی‌کند.

سراغ بیمه 50 میلیون تومانی ایران را می‌گیریم که در این باره نیز مادران متفق‌القول می‌گویند: قرار بود مستمری تا آخر عمر برای کودکانمان برقرار شود که تا کنون جوابی از سوی مسوولان در این باره نشنیده‌ایم.

مادران به شدت از فشارهای اقتصادی حاکم بر خانوارهایشان گله‌مند هستند و ادامه می‌دهند: بدلیل همراهی همسرانمان با کودکان برای امر درمان آنها از کار بیکار شده‌اند و کارفرمایان حاضر به همکاری نیستند. همچنین قرار بود به علت بیکار شدن همسرانمان به آنها حقوق بیکاری و به مادران نیز حق پرستاری پرداخت شود که هیچ یک از این قولها و وعده‌ها تاکنون عملی نشده است.

مادران دانش‌آموزان همچنین اظهار می‌کنند که تنها هزینه ایاب و ذهاب و بیمارستان پرداخت می‌شود و سایر هزینه‌ها از جمله اقامت در سایر تهران و اصفهان و مایحتاج ضروری به عهده خانواده‌هاست و مبلغی بدین منظور پرداخت نمی‌شود و با گذشت 10 ماه از تامین هزینه‌های جاری مستاصل هستند.

مادر آمنه حادثه رخ‌داده را اتفاقی غیرقابل جبران می‌داند، لذا از دولت می‌خواهد حقوق و مستمری برای فرزندان برقرار شود تا آینده این دختران بدون حضور والدین در خطر نباشد و تا پایان عمر مورد حمایت دولت باشند.

در ادامه از آنها درباره عیادت مسوولان از دانش‌آموزان شین‌آبادی می‌پرسیم، پاسخشان بسیار متفاوت از اظهاراتی است که برخی مسوولان از پیگیری خود در رسانه‌ها عنوان می‌کنند. مادر نادیه می‌گوید: وزیر قبلی آقای حاجی بابایی فقط یکبار در بیمارستان تبریز و یکبار هم اصفهان به دیدن کودکانمان آمد. از وقتی هم که به بیمارستان ساسان تهران آمده‌ایم همسرانمان از، سرپرست فعلی آموزش و پرورش و نماینده پیرانشهر خواستند برای دیدن وضعیت بچه‌ها به بیمارستان بیایند که در این عیادت آقای فانی برای پیگیری درمان قول داد.

مادر نادیه در ادامه گلایه‌هایش عنوان می‌کند: از چند ماه پیش که فاکتور 700 هزار تومانی هزینه دارو و سایر هزینه‌ها را پرداخت کرده‌ایم بیش از سه ماه می‌گذرد اما تا کنون این مبلغ را دریافت نکرده‌ایم و برای تامین بخشی از هزینه‌ها به ناچار باید از اقوام قرض بگیریم.

در مورد تحصیل بچه‌ها با آغاز سال تحصیلی جاری می‌پرسیم که نادیه از روی تخت پایین می‌آید و کنار اسمعه می‌ایستد. هر دو می‌گویند دوست ندارند به آن مدرسه بروند. مادرانشان می‌گویند کودکانشان حال روحی خوبی ندارند و بشدت پرخاشگر و حساس شده‌اند.

مادر آمنه ادامه می‌دهد: اگر نیمه‌شب لامپی را خاموش و یا روشن کنیم آمنه با وحشت شروع می‌کند به فرار کردن و فریاد می‌زند «سوختم! سوختم.»

مادر نادیه هم به حساس شدن دخترش نسبت به محبت پدر و مادر به فرزند 4 ساله‌شان اشاره می‌کند و می‌گوید: اگر فرزند کوچکترم را در آغوش بگیرم و یا لباسی برایش بخرم نادیه می‌گوید چون او سالم است و من سوخته‌ام به او توجه می‌کنید و دوستش دارید، واقعا نمی‌دانیم چه کنیم با مشکلات روحی بچه‌ها که آنها را عصبی کرده‌ است.

مادر آمنه در ادامه می گوید: با توجه به جراحی و زخمهای دست و صورت بچه‌ها قرار بود برای تحصیلشان یک اتاق در نظر گرفته شود که تا کنون با این امر هم موافقت نشده و کودکانمان که باید امسال به کلاس پنجم بروند، علاقه‌ای به تحصیل در آن مدرسه ندارند.

روایت تلخ روز حادثه از زبان آمنه، نادیه و اسمعه

نادیه: وقتی رفتیم مدرسه بخاری روشن بود اما وقتی معلم به کلاس آمد بخاری خاموش شد و به یکی از بچه‌ها گفت سرایدار را صدا کند تا بخاری را روشن کند. وقتی سرایدار آمد و خواست بخاری را روشن کند، آتش کوچکی از بخاری بلند شد. وقتی معلم کلاس دیگر و سرایدار می‌خواستند بخاری را بیرون ببرند، بخاری بین در گیر کرد. معلم خارج از کلاس بود و سرایدار هم از روی آتش بخاری به بیرون پرید.

در این میان مادر آمنه اضافه کرد که بخاری از دست سرایدار به زمین افتاد و آتش گرفت.

مادر آمنه ادامه می‌دهد: در آتش سوزی رخ داده حتی لباس دانش‌آموزان هم نسوخته بود و به دلیل حرارت فضا کودکان همچون سیب‌زمینی کباب شدند و ریه آنها به شدت آسیب دید.

سوختن ۳۳ دانش آموز دختر در آتش بخاری نفتی مدرسه - پیرانشهر

وی با مرور خاطرات آن روز به خالی بودن کپسولهای اطفای حریق و کم‌بودن فاصله حفاظهای پنجره کلاس درس اشاره می‌کند و می‌گوید: به جز باک بخاری که ظرفیت گنجایش 20 لیتر نفت را دارد، گالن 20 لیتری دیگری پر از نفت نیز در کلاس درس بود که آتش با کمک اهالی روستا خاموش و دانش‌آموزان با خودروهای شخصی به بیمارستان منتقل شدند.

به گفته مادران، امسال فقط بخاری این مدرسه را تعویض کرده‌اند و سایر مشکلات و کمبودهای مدرسه همچنان پا برجاست!؟

حاتمی سرپرستار بخش جراحی بیمارستان ساسان هم، با اشاره به وضعیت جسمی و روحی کودکان منتقل شده به این بیمارستان می‌گوید: از نظر روحی، با توجه به اینکه بچه‌ها در سن کودکی قرار دارند هنوز به عمق فاجعه و اتفاقی که برایشان رخ داده پی نبرده‌اند اما از اینکه به آنها توجه می‌شود خوشحالند.

وی در پاسخ به اینکه اگر از همان روزهای اول دانش‌آموزان به تهران منتقل و تحت مداوا قرار می‌گرفتند روند درمانی مناسبتر نبود؟ اظهار می‌کند: سوختگی این بچه‌ها شدید است و با این درجه از سوختگی تنها می‌توان گفت که زنده ماندنشان یک شانس بزرگ است، چراکه این شدت از سوختگی در این سن منجر به مرگ فرد می‌شود لذا به نظر می‌رسد رسیدگی‌های اولیه به موقع صورت گرفته است.

وی می‌افزاید: این کودکان شاید بیش از 100 بار طی سالیان طولانی مورد جراحی‌های متعدد ترمیمی قرار بگیرند تا بخشی از ضایعه پوستی آنها درمان شود، هرچند این درمانها صورت اولیه آنها را باز نخواهد گرداند، اما تنها به ترمیم بخشی از ضایعات کمک می‌کند.

به گفته حاتمی، در عمل جراحی روز چهارشنبه 27 شهریور ماه دستهای کودکان تحت جراحی قرار گرفت، هرچند بخشی از ضایعات بوجود آمده از جمله از بین رفتن عضله و مفاصل و انگشتان این کودکان قابل جبران نیست و با این جراحی‌ها تنها بخشی از ظاهر دست و صورت آنها ترمیم می‌شود.

عکس کودکان در دستانشان است، می‌خندند و با عکاس عکس می‌گیرند و می‌خواهند عکسشان را نشانشان بدهد و با لحنی کودکانه می‌گویند "وای چه خوشگل افتادیم!". باید طاقت بیاوری که صدای خنده‌هایشان را که فقط صداست و تصویرش دلت را آشوب می‌کند، بشنوی. صورتشان را آتش به تاراج برده. خجالت می‌کشند نگاهت کنند و یا بخندند اما آیا خجالت نباید برای بی‌مسوولیتی عده‌ای باشد که به خودشان زحمت نداده‌اند با عیادت از این دانش‌آموزان مرهمی بر دل پرزخم آنها باشند.

دکتر فاطمی، فوق تخصص ترمیمی و جراح دانش‌آموزان منتقل شده از شین‌آباد که مسوولیت جراحی آنها را بدون نوبت پذیرفته است هم درباره آخرین وضعیت کودکان، به ایسنا می‌گوید: متاسفانه این کودکان دو عضو حیاتی یعنی دست و صورت خود را در این سوختگی از دست داده‌اند. هر چند نقاط دیگر بدن‌ آنها نیز سوخته، اما مهم‌ترین عناصری که به شدت ایجاد مشکل کرده، دست و صورت آنهاست.

وی می‌افزاید: با توجه به اینکه بازسازی دست و صورت بسیار مشکل است، از لحاظ زیبایی عملکرد فرد را دچار مشکل می‌کند، چرا که قرار گرفتن اعضای حیاتی از جمله چشم، دهان، بینی و گوش در صورت هم از نظر زیبایی و هم از نظر عملکرد بسیار حائز اهمیت است و چسبندگی‌هایی که در این ناحیه ایجاد می‌شود، نه تنها عملکرد را دچار مشکل می‌کند، بلکه از نظر زیبایی نیز مسئله‌ساز است.

این فوق تخصص جراحی ترمیمی ادامه می‌دهد: در ضایعاتی که برای دست این بچه‌ها ایجاد شده، عملکرد مفاصل آنها با مشکل مواجه شده که از لحاظ زیبایی نیز مشکلاتی را ایجاد کرده است، لذا درمان‌های این کودکان بسیار طولانی و مشکل و نتایج نیز صددرصد قابل پیش‌بینی نیست.

فاطمی می‌گوید: این بچه‌ها باید طی سال‌های سال مورد جراحی‌های مختلف قرار بگیرند تا از نظر زیبایی و عملکرد، به حد قابل قبول و رضایت‌بخشی برسند، اما اینکه چند بار باید تحت جراحی قرار بگیرند و یا چه مدت درمان آنها به طول خواهد انجامید، قابل پیش‌بینی نیست.

به گفته وی، با توجه به اینکه سالی سه تا چهار جراحی بروی این کودکان انجام خواهد شد، طی چهار سال، کارهای اولیه‌ای را می‌توان برای ترمیم بخشی از ضایعات به وجود آمده، انجام داد اما درمانهای دراز مدت آنها باقی می‌ماند.

این پزشک فوق تخصص ادامه می‌دهد: سوختگی بیماری است که تا آخر عمر گریبانگیر فرد است، لذا نمی‌توان گفت درمان سوختگی در یک مقطع زمانی به اتمام می‌رسد و این بیماری همراه همیشگی این کودکان خواهد بود و هرگز آنها به حالت طبیعی باز نخواند گشت و زیبایی از دست رفته آنها قابل برگشت نیست، همینطور کارهایی که پیش از این انجام می‌دادند بعد از این قادر به انجامش نخواهند بود که جای تاسف دارد.

این جراح همچنین با انتقاد از همکاری نکردن آموزش و پرورش با کادر پزشکی می‌گوید: متاسفانه پیش از این آموزش و پرورش همکاری خوبی نداشت و پیگیری‌های زیادی انجام شد برای درمان این کودکان چراکه این کودکان دچار سوختگی شدید شده‌اند و دولت موظف است هزینه درمانی آنها را پرداخت کرده و بهترین شرایط درمانی را برایشان فراهم کند.

وی معتقد است درمان این کودکان تنها به عملهای جراحی محدود نمی‌شود بلکه آنها نیازمند مشاور روانی، مددکار، فیزیوتراپ و کار درمانی هستند، هرچند جسمشان سوخته؛ زیرا اما روحشان بیشتر دچار آسیب شده است.

وی ادامه می‌دهد: چند سال دیگر این کودکان به سن بلوغ می‌رسند و با وضعیت صورتی و دستی که دارند قطعا دچار اختلال روانی خواهند شد. متاسفانه یک تیم منسجم درمانی برای این کودکان وجود ندارد و آموزش و پرورش پیگیر تشکیل این تیم پزشکی منسجم نیست.

دکتر فاطمی در ادامه در پاسخ به اینکه آیا اعزام این کودکان به خارج از کشور تاثیری در تسریع و روند بهبودی آنها خواهد داشت؟ می‌گوید: قطعا کشورهای پیشرفته در درمان سوختگی متفاوت از ایران هستند، اما این تفاوت در روش‌های درمانی نیست چراکه جراحی‌هایی که در خارج از کشور بروی چنین کودکانی انجام می‌شود، در ایران نیز قابل انجام است، اما در کشورهای توسعه‌یافته تیم ارگانیزه و منسجم درمان سوختگی وجود دارد که ایران فاقد آن است. روند درمان سوختگی در ایران همانند جزیره‌های دور از هم است که هر بخشی در آنها کار خودش را انجام می‌دهد.

وی می‌گوید: بهترین اقدامی که آموزش و پرورش می‌تواند برای این بچه‌ها انجام دهد، تشکیل یک تیم منسجم درمانی از بهترین پزشکان کشور است تا مراحل درمان این کودکان ادامه یابد.

سال تحصیلی جدید آغاز شد اما ماه مهر دیگر برای کودکان شین آباد بوی مهربانی ندارد. دانش‌آموزان کلاس پنجم برخلاف سالهای پیش دیگر شور و اشتیاقی برای رفتن به مدرسه به ویژه همان مدرسه‌ای که آینده آنها را در خشم شعله‌های آتش خاکستر کرده، ندارند و حال این کودکان در اتاق جراحی آینده نامعلومشان را ورق می‌زنند....
برگرفته از سایت انتخاب

[ یکشنبه سی و یکم شهریور 1392 ] [ 3:59 بعد از ظهر ] [ مسافر ]

[ ]

در صورتی که از نرم‌افزار KMPlayer برای اجرای فایل‌های صوتی و تصویری خود استفاده می‌کنید حتماً می‌دانید که به وسیله‌ی این نرم‌افزار تنها امکان اجرای یک فایل در آنِ واحد وجود دارد. بدین معنی که اگر یک فایل در حال اجرا باشد و اقدام به باز کردن یک فایل دیگر توسط این نرم‌افزار کنید، اجرای فایل قبلی متوقف شده و فایل جدید اجرا می‌شود. در این ترفند قصد داریم به نحوه‌ی اجرای اجرای همزمان چندین فایل در KMPlayer بپردازیم.

بدین منظور:
ابتدا KMPlayer را اجرا کنید.
سپس  بر روی کلید F2 کلیک کنید تا پنجره‌ی Preferences باز شود (راه دیگر برای این کار راست کلیک بر روی صفحه و انتخاب Preferences از منوی Options است).

 

حال از قسمت سمت چپ پنجره بر روی اولین آیتم یعنی General کلیک کنید.
اکنون از قسمت سمت راست پنجره، تیک گزینه‌ی Disallow multiple instances را بردارید.

 

سپس بر روی دکمه‌ی Close کلیک کنید.
هم‌اکنون می‌توانید با اعمال این تنظیم،‌ بیش از یک فایل را به طور همزمان اجرا کنید.

[ سه شنبه نوزدهم شهریور 1392 ] [ 2:14 بعد از ظهر ] [ مسافر ]

[ ]

آشنایی با حروف ابجد
اذکار٬ تکرار اسماء الله است وسه حساب دارد(کبیر٬ متوسط ٬ صغیر) واثرات آنها هم به همان نسبت کبیر٬ متوسط و صغیر است.
در تمام اذکار٬ ابجد کبیر به کار می رود و اصولا همه چیز بر روی اعداد است و اعداد هم طبیعتهای مختلف دارند مانند: آبی٬ آتشی٬ بادی٬ خاکی


علم اعداد:
علم اعداد از جمله علوم اسرار و معارف غریبه ی بشری است که منشاء آثار خارق عادت و مبدأ فعالیت روح انسان و مصدر بروز استعداد فطری اوست.این علم را انبیای عظام و حکمای بزرگ تاسیس کرده اند. برحسب اسراری که خداوند متعال در اعداد قرار داده است٬ این علم مبدأ آثار شگفت آور می باشد و اطلاع بر آن بابی از قدرت روحی بر انسان می گشاید.

از فرمایشات حضرت رسول(ص): حروف ابجد وتفسیر آن را یاد بگیرید


حروف ابجد(کبیر):
الف =۱، ب = ۲،ج =۳، د =۴،ه =۵، و =۶،ز=۷، ح = ۸، ط =۹، ی =۱۰، ک =۲۰، ل =۳۰، م =۴۰، ن =۵۰، س =۶۰، ع =۷۰، ف =۸۰، ص =۹۰، ق =۱۰۰، ر=۲۰۰، ش =۳۰۰، ت =۴۰۰، ث =۵۰۰، خ =۶۰۰، ذ =۷۰۰، ض =۸۰۰، ظ =۹۰۰، غ =۱۰۰۰

 

مراتب اوراد و اذکار:
اوراد و اذکار دارای مراتب کبیره٬ متوسط و صغیره هستند:
۱) مراتب کبیره را به تعداد ابجد کبیر حساب می کنند(حروف تشدیددار را یک حرف به حساب می آورند به استثناء کلمه جلاله الله)٬ مثلا مرتبه ی کبیره الله(۶۶) و صمد(۱۳۴) است.
ا =۱ ٬ ل =۳۰ ٬ ل =۳۰ ٬ ه =۵ جمع=۶۶
ص=۹۰ ٬ م = ۴۰ ٬ د =۴ جمع=۱۳۴


۲) مراتب متوسطه: اعشار مراتب را می گیرند و باقیمانده را به آن اضافه می کنند
مثلا مرتبه متوسطه ی صمد می شود: ۱۷ = ۴+۱۳

 

مراتب صغیره: جمع ارقام مطلقه است. مثلا صمد ۷ = ۴+۳+۱

 

برای حضور قلب می توانیم مراتب صغیره یا متوسطه یا کبیره را مورد استفاده قرار دهیم که همان مرحله عبادت است. حال اگر در مرتبه اطاعت باشد٬ چه حضور قلب داشته باشیم یا نه باید ذکر را گفت٬ حتی اگر مریض هم باشیم.

[ سه شنبه نوزدهم شهریور 1392 ] [ 2:7 بعد از ظهر ] [ مسافر ]

[ ]

نادر بزرگ مرد تاریخ ایران  

درسته . شاید خیلی از ما فراموش کردیم یا اونقدر درگیر مسائل کار و زندگی شدیم که توجهی به این مسئله نمی کنیم ولی بهتره کمی حواسمونو جمع کنیم و ببینیم چه اتفاقاتی هرچند به ظاهر کوچک داره در اطرافمون می افته .

چند وقتیه  تو  اخبار و صدا و سیما  ، بخش هواشناسی خراسان رضوی  و نامه ها  و روزنامه ها و مکاتبات اداری و غیره یادمون میره نادر رو به نام شهر عزیزمون سهوا یا عمدا اضافه کنیم . یادمون رفته نادر کی بوده و چه کارا کرده 

کودکانمان رو با قهرمانان و اسطوره های خارجی آشنا می کنیم و انواع بازی های رایانه ای  و فیلم های ویدئویی  که دیگران ساختند رو برای بچه هامون به نمایش می گذاریم حاضریم  امپراطوری کره رو هر روز تو صفحه تلویزیونمون در شبکه های مختلف از آشپزی و نقاشی و ...شون  به نمایش دربیاریم  جومونگ رو  رو لباس کودکانمون و کیف های مدرسشون ببینیم  ولی حاضز نیستیم  داستان های شاهنامه فردوسی و پهلوانان و جوانمردان خودمون رو  به فرزندانمون بیاموزیم  حاضریم هزینه های گزافی برای خرید نرم افزار و بازی و فیلم  و..... به اونها بپردازیم و همه چیزشون رو هم به رایگان از طریق فیلم ها و بازی هاشون تبلیغ کنیم  ولی حاضر نیستیم در مورد تاریخ خودمون مطلبی به کودکانمون بیاموزیم . هنوز در سردر سازمان ملل منشور ازادی کوروش کبیر  بهت و حیرت  همه ی دیپلمات های جهان رو  که  هر روز وارد سازمان ملل میشن به دنبال خودش داره  که ۲۵۰۰ سال پیش در اوج ظلم و ستم و بیگاری پادشاهان  چگونه مردی از ایران بزرگ با چنان روح عظیمی در پی بوجود آوردن عدل و عدالت بین همه فرقه های  دینی و مذهبی  از هر نوع رنگ و نژاد بوده .

فراموش کردیم افغان ها در آن سال ها که حکومت  ایران رو به دست گرفته بودند چه بر سر مردم و ناموس این سرزمین مقدس آوردن و اگر نادر نبود که  اونها رو از سرزمینمون بیرون کنه الان چه وضعی داشتیم و یا ترکان عثمانی و ازبک  چطور  سرزمین عزیمون رو  به تاراج می بردند همچون دوران پادشاهان کثیف قاجار .

در تاریخ ایران اسلامی عزیز هزاران نفر بلکه میلیون ها نفر رو داریم  که برای حفظ خاک پاک این سرزمین  از جونشون مایه گذاشتند اونا که چون نادر تمام عمرشون رو بر پشت زین اسب  در سنگ لاخ جاده ها تا هند رو طی کردند تا انتقام  ناموس ایرانی رو از افغان های شرور بگیرند 

 حال ما چه کردیم ؟ تندیسی از این قهرمانان در زادگاهشان قرار  دادیم ؟ یادبودی برگزار کردیم ؟مجله ای نامشان منتشر نمودیم ؟ همایش یا سمیناری و .....

به گفته بعضی دوستان اگر ستون هی سنگی  عظیم قصر خورشید و تخت جمشید با عظمت نبود شاید  اکنون جز تلی خاک  از آن ها بر جای نمانده بود

افسوس  که فردوسی سی سال رنج برد و نادر عمری بر پشت اسب تاخت و کوروش سال ها دعوی عدالت نمود و آن دوران طلایی آرامش را برای جهانیان به ارمغان آورد و ما هنور در پی کاخ های امپراطوری  چند صد کیلومتری جومونگ و کره ایم . کودکانمان چنان جومونگ و کاخ و افراد گارد سلطنتی اورا می شناسند  که گویا با او پسر خاله اند .

نصب تندیسی  در شهر کلات  نادر از نادر شاه افشار این بزگ مرد تاریخ تشیع ایران  که به حق  در دوران حکومتش می توان گفت از جهادگران بر علیه ظلم و ستم و ظلم  بود  چیزی از ما نخواهد کاست

افزودن نام نادر به پسوند کلات  چیزی از ما نخواهد کاست  و هزاران کار دیگر که می توان  در قبال زحماتشان انجام داد .

به امید آن روز که اسطوره های ایران  بر صفحه تلویزیون جهانیان به نمایش درآید و ما نیز به سرداران خود ببالیم

[ سه شنبه هجدهم تیر 1392 ] [ 10:16 قبل از ظهر ] [ مسافر ]

[ ]

با سلام

این روزها هرجا که میریم خبر از افزایش ۲۵ درصدی حقوق معلم هاست و این که عید رو تعطیلند و تابستون و ... یکی نیست بگه بابا معلم ها تعطیلیشون به خاطر بچه های شماست دوست ندارید به نماینده های عزیزتون بگید تابستون رو تعطیل نکنند و در عوض حقوق معلم ها رو هم نجومی همچون دیگر وزارت خونه ها بدید .تابستون تعطیل با حقوقی که جز شرمندگی در مقابل فرزندانی که تقاضای سفر , ...می کنند چیزی برای مرد فرهنگی نداره .کدوم یکی از وزارت خونه ها کارمنداشون برای مسافرت میرن تو کلاس های درس مدارس تو  دیگر شهر ها می خوابن ؟ یا از حموم هایی استفاده می کنن که روی توالت مدرسه رو با تخته و... پوشوندن و یه دوش بهش نصب کردند و اسمشو گذاشتند حمام .ارزش فرهنگی به این هاست .(ارزونه ؟ فرهنگی حاضره دوبرابر پرداخت کنه ولی وضع اسکانش این نباشه )کدوم وزارت خونه ای کارمنداش ....

این وضع فرهنگیه دوست دارید بیشتر بدونید هر فرهنگی تو خیابون دیدید ظرف سه دقیقه دردهاشو بهتون توضیح می ده هی نگید تابستون تعطیلید هی نگید ۲۵ درصد افزایش حقوق . یه نگاهی به تورم بندازید .بیمه طلایی ؟ خبر دارید ماهی چقدر بابت بیمه طلایی از هر فرهنگی کم می شه ؟ افسوس ... همه دوست دارند بهترین معلم رو برای فرزندشون داشته باشند همه دوست دارند فرزندانشون به جایی برند و اگه نرسند همه گناه ها به گردن معلم و مدیر و .. است معلم بخت برگشته وقت اسوده خاطر نباشه چطور می تونه با خیال راحت بره سر کلاس ؟ فکر قسط و قرض و خرید عید و ...

برید یه نگاهی به وضع معلم ها تو کشورهای همسایه بندازید همین عرب هایی که ...حسابشون نمی کنید یا ارزش و احترامی که تو بعضی کشور ها به معلم ها می گذارند یا ما تو جامعه خودمون این کارو می کنیم ؟ فقط کنایه و زخم زبون ؟تابستون تعطیلید ؟ عید تعطیلید ؟ خیلی از فرهنگیان ما تو ادارات کار می کنند تابستون و عید هم سر کارند چرا حقوق اون ها زیاد نیست چرا حقوقشون مثل حقوق شما نجومی نیست ؟  .امیدوارم روزی برسه که مسئولین که اینقدر به فکر پیشرفت ایران هستند یادشون بیاد که فرزندان این آب و خاک ۱۲ سال از بهترین روزهای زندگیشون رو که ایام شکوفاییشون هست رو زیر دست  همین معلم می گذرونند و این معلمه که می تونه از این فرزندان مهندس و دکتر و فیزیکدان و ...تربیت کنه .این که هر سال ۱۰۰ یا ۲۰۰ نخبه معرفی بشن از بین میلیون ها دانش آموز به نظز شما خوبه ؟ افتخاره ؟ به نظر من همه دانش آموزان ایران نخبه اند و باید سالی چندمیلیون نخبه رو معرفی کنیم اگر همه امکانات را برای تحصیل فرزندانمون به نحو احسن آماده کنیم .  

[ چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392 ] [ 8:3 قبل از ظهر ] [ مسافر ]

[ ]


نادر شاه افشار در حال حاضر یکی از دو پادشاه محبوب گذشتگان ایران است نام او و کورش هخامنشی دل ایرانیان را گرم و به شوق می آورد . حکیم ارد بزرگ در مورد نادر شاه افشار می گوید : او توانست از خراب آبادی که دشمنان برایمان ساخته بودند کشوری باشکوه بسازد نام او همیشه برای ایرانیان آشنا و دوست داشتنی خواهد بود جواهراتی چون الماس های بزرگ کوه نور  و دریای نور  تنها بخش کوچکی از ثروت هنگفتی بود که نادر برای سرزمینمان از هندوستان به غنیمت آورد . میزان غنائم به حدی بود که نادر برای سه سال گرفتن مالیات را از هموطنان خود در ایران قطع کرد.

چند سخن از بزرگمرد مدافع ایران در مقابله هجوم وحشیانه افاغنه

نادر شاه افشار : فتح هند افتخاری نبود برای من دستگیری متجاوزین و سرسپردگانی مهم بود که بیست سال کشورم را ویران ساخته و جنایت و غارت را در حد کمال بر مردم سرزمینم روا داشتند . اگر بدنبال افتخار بودم سلاطین اروپا را به بردگی می گرفتم . که آنهم از جوانمردی و خوی ایرانی من به دور بود

نادر شاه افشار : باید راهی جست در تاریکی شبهای عصیان زده سرزمینم  همیشه به دنبال نوری بودم نوری برای رهایی سرزمینم از چنگال اجنبیان ، چه بلای دهشتناکی است که ببینی همه جان و مال و ناموست در اختیار اجنبی قرار گرفته و دستانت بسته است نمی توانی کاری کنی اما همه وجودت برای رهایی در تکاپوست تو می توانی این تنها نیروی است که از اعماق و جودت فریاد می زند تو می توانی جراحت ها را التیام بخشی و اینگونه بود  که پا بر رکاب اسب نهادم به امید سرفرازی ملتی بزرگ

سوالی که در این جا ذهن همه را به خود مشغول کرده این است .چرا با وجود این که همه می دانند نادر و سربازانش زین های خشک اسب را بر تخت نرم شاهی ترجیح دادند و هزاران کیلومتر را در چهارسوی ایران پیمودند تا هویت ایران و ایرانی و ناموس و شرف ایرانی پایمال اجنبی نگردد اکنون بعد از گذشت حدود 300 سال باید هیچ یادی از آن سربازان دلیر و فرماندهان دلاور ،در اذهان فرزندان این مرزوبوم نباشد ؟چرا کشورهای همجوار و ... با پادشاهان نالایق و هواپرست خود اقدام به ساخت فیلم ها و سریال های خیالی و خلاف واقع می نماییند  و خود و کشورشان را متمدن و باشکوه جلوه می دهند  ولی ما حتی یادی از این دلیر مردان تاریخ سرزمین خود نمی کنیم .؟چرا باید افسانه های دیگر کشور ها بر صحنه نمایش گر ها ی تلویزیون وپرده های  سینمای ما حاضر باشد ولی افسانه های جوانمردان تاریخ سرزمین ما چون سیاوش و آرش و... به دست فراموشی سپرده شود .افسوس ...

[ چهارشنبه یازدهم بهمن 1391 ] [ 1:34 بعد از ظهر ] [ مسافر ]

[ ]

جناب رییس اینقدر که به حضور و غیاب و کارکرد من حساسی کاش یک دهمش به درآمد و هزینه های زندگیم حساسیت و توجه داشتی .

=======

جناب رییس اینقدر به نحوه تایپ و نقطه و ویرگول و فاصله کلمه از چپ و راست و ریز و نازک بودن خطوط جدول و اندازه فونتها گیر نده ! باور کن داری روانیم میکنی ! همکارا کسی اون قرص اعصاب من رو ندیده کجا گذاشتمش !

=======

رییس ! بابا من از خانم / آقای فلانی بیشتر کار میکنم و زحمت می کشم چرا پاداش سالیانه ایشون بیشتر از منه !

=======

رییس جون قربون اون سیبیلهای چخماقی و چشمهای ورقلمبیده ات برم ... آخه انصافت کجا رفته من اینهمه مسوولیت رو دوشمه بهم مرخصی نمیدی فلانی کاری نمیکنه و فقط خودش رو مشغول نشون میده ولی به راحتی مرخصی میگیره .... این انصافه ؟

========

رییس جون ... آخه نوکرتم ... دوره آموزشی که پاداش نیست ... فلان کار با منه ولی دوره آموزشیش رو در فلان شهر که برگزار میشه یکی دیگر رو میفرستی

[ دوشنبه بیستم آذر 1391 ] [ 2:1 بعد از ظهر ] [ مسافر ]

[ ]

[ پنجشنبه دوم آذر 1391 ] [ 10:53 قبل از ظهر ] [ مسافر ]

[ ]

دختران و پسرانی که در شرف ازدواج اند و برای پوشش برخی از هزینه های مقدماتی این کار دل شان را به وام ازدواج خوش کرده اند بهتر است این را بدانند که براساس مصوبه شورای پول و اعتبار که روز گذشته توسط مدیرکل نظارت بر بانک ها و موسسات اعتباری بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران به بانک ها ابلاغ و از ابتدای سال 1391 قابل اجرا است می توانند علاوه بر سه میلیون تومان تسهیلات مصوب برای هریک از زوجین در صورت دارابودن برخی شرایط مبالغ اضافه تری را در قالب این طرح دریافت کنند.

مهریه کمتر وام بیشتر

در اولین بند از این مصوبه مبلغ 20 میلیون ریال به سقف تسهیلات ازدواج مصوب، برای دخترانی که مهریه آنان تا 110 سکه بهار آزادی باشد اضافه شده است و به عبارت دیگر دخترانی که هنگام تعیین مهریه کمی هوای داماد را داشته اند و به تعداد سکه های تا سقف 110 سکه بهار آزادی قناعت کرده اند می توانند دو میلیون تومان وام ازدواج بگیرند. تعیین صحت ادعای مهریه کمتر یا در حد 110 سکه هم هنگام بررسی مدارک و از روی سند ازدواج انجام خواهد شد.

پسرهای کمتر از 25 سال

البته این مصوبه آقادامادهای جوان را هم مورد توجه قرار داده و براساس بند دوم آن مبلغ 20 میلیون ریال به سقف تسهیلات ازدواج مصوب، برای پسرانی که قبل از 25 سالگی ازدواج کنند اضافه شده است تا جوانانی که هنوز سن شان از 25 سال نگذشته و هوس ازدواج کرده اند بتوانند دو میلیون تومان وام بیشتر بگیرند.

یکی دیگر از مصوبه های این جلسه هم مربوط به افزایش مبلغ 20 میلیون ریال به سقف تسهیلات ازدواج مصوب، هر یک از دختران یا پسرانی که یکی یا هر دوی آنها فاقد پدر باشند، است.

دانشجوها هم وام بیشتر می گیرند

دانشجویانی هم که بخواهند همزمان با درس و تحصیل صاحب زن و شوهر شوند می توانند مبلغ 20 میلیون ریال به سقف تسهیلات بیشتر از وام مصوب بگیرند. براساس این مصوبه هریک از دختران یا پسرانی که دانشجوی دانشگاه ها یا طلبه حوزه های علمیه و در حال تحصیل باشند، می توانند دو میلیون تومان بیشتر وام ازدواج بگیرند به شرطی که هنگام عقد هنوز دانشجو باشند.

اما یک نکته مهم اینکه هر دختر و پسر می توانند صرفا از افزایش مبالغ تسهیلات ازدواج برای یک بند از این بندها استفاده کنند یعنی اگر کسی سنش کمتر از 25 سال باشد و دانشجو هم باشد نمی تواند ادعا کند که باید به او چهار میلیون تومان بیشتر وام تعلق بگیرد.

شرایط و مراحل گرفتن وام ازدواج

اما به طور کلی برای ثبت نام وام ازدواج باید به سایت http://ve.cbi.ir مراجعه کنید. وام را از هریک از بانک های نزدیک منزلتان می توانید بگیرد. ملی، صادرات، سپه و...

شرایط و دستورالعمل اخذ وام ازدواج

اما به طور کلی برای گرفتن وام ازدواج شرایطی عمومی لازم است که دارابودن تابعیت کشور جمهوری اسلامی ایران شرط اول آن است البته کلیه شهروندان ایرانی خارج از کشور که گواهی ازدواج آنها توسط سفارت جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور صادر شده، قادر به ثبت نام برای دریافت این تسهیلات هستند و گواهی ازدواج آنها که ممهور به مهر کنسولگری ایران در کشور مذکور باشد به عنوان سند ازدواج تلقی می شود.

اقرارنامه ازدواج یا هر مدرک مشابه که در سایر ادیان رسمی توسط مراکز اقلیت های دینی در داخل کشور مورد تایید قرار گیرد معادل عقدنامه تلقی شده و این متقاضیان نیز قادر به ثبت نام خواهند بود.

کارت ملی (موقت یا دائم) و کد پستی محل سکونت متقاضی هم ازجمله موارد درخواستی هنگام ثبت نام است. خوب است این نکته را هم بدانید تسهیلات قرض الحسنه ازدواج فقط یکبار به متقاضیان پرداخت می شود یعنی اگر شخصی چه دختر چه پسر قبلا ازدواج کرده و از تسهیلات ازدواج استفاده کرده باشد در ازدواج دوم نمی تواند درخواست مجدد داشته باشد.

مدارک مورد نیاز

اصل و کپی سند ازدواج، اصل و کپی کلیه صفحات شناسنامه های زوجین، اصل و کپی کارت ملی (موقت یا دائم) زوجین، اصل و کپی کارت ملی (موقت یا دائم) ضامن، کد پستی 10 رقمی و آدرس کامل محل سکونت زوجین و کد رهگیری 10 رقمی دریافت یاز سایت پس از مرحله ثبت نام ازجمله مدارک مهم برای دریافت این تسهیلات است.

روش ثبت نام

کلیه متقاضیان وام ازدواج که واجد شرایط باشند، ابتدا باید از طریق سایت سامانه تسهیلات قرض الحسنه ازدواج به نشانی http://vc.cbi.ir ثبت نام کرده و فرم مربوطه را تکمیل کنند که در صورت موفقیت آمیز بودن مراحل ثبت نام، یک کد رهگیری 10 رقمی که کاملا محرمانه بوده و مربوط به متقاضی است، به شخص ثبت نام کننده داده می شود.

متقاضیان موظف هستند ظرف مدت سه الی چهار روز جهت اطلاع از وضعیت ثبت نام خود و همچنین نام شعبه مربوطه جهت مراجعه برای اخذ وام ازدواج، به همین سایت مراجعه کرده و در صورتی که شعبه عامل اعطای وام برای متقاضی تعیین شده باشد باید با در دست داشتن مدارک مورد نیاز، ظرف مدت زمانی که از طرف سایت اعلام می شود به شعبه مربوطه مراجعه کرده و نسبت به اتمام مراحل اخذ وام اقدام کنند. بدیهی است درصورت عدم مراجعه متقاضیان در زمان تعیین شده، ثبت نام آنها کان لم یکن تلقی می شود.

[ پنجشنبه دوم آذر 1391 ] [ 10:52 قبل از ظهر ] [ مسافر ]

[ ]

علی در عرش بالا بی نظیر است
علی بر عالم و آدم امیر است
به عشق نام مولایم نوشتم
چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟
——————
عید غدیر خم مبارک –
——————

خورشید چراغکی ز رخسار علیست / مه نقطه کوچکی ز پرگار علیست
هرکس که فرستد به محمد صلوات / همسایه دیوار به دیوار علیست
——————
عید غدیر خم مبارک – پیامک ، اس ام اس
——————

عید کمال دین .سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصایت و ولایت
امیر المومنین علیه السلام
بر شیعیان وپیروان ولایت خجسته باد
——————
عید غدیر خم مبارک – اس ام اس عید غدیر خم
——————

روز عید غدیرخم از شریف ترین اعیاد امت من است.
پیامبر اکرم(ص)
——————
عید غدیر خم مبارک – پیامک عید غدیر خم
——————

نازد به خودش خدا که حیدر دارد / دریای فضائلی مطهر دارد
همتای علی نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد
——————
عید غدیر خم مبارک – مسیج عید غدیر خم
——————

خدایا به حق شاه مردان / مرا محتاج نامردان مگردان
فرا رسیدن عید غدیرخم بر عاشقان آن حضرت مبارک
دلا امشب به می باید وضو کرد / و هر ناممکنی را آرزو کرد
——————
عید غدیر خم مبارک – sms عید غدیر خم
——————

چون نامه ی اعمال مرا پیچیدند
بردند به میزان عمل سنجیدند
بیش از همه کس گناه ما بود ولی
آن را به محبت علی بخشیدند
——————
عید غدیر خم مبارک – تبریک عید غدیر خم
——————

تمام لذت عمرم در این است / که مولایم امیرالمومنین است
——————
عید غدیر خم مبارک – عید غدیر
——————

نام علی : عدالت — راه علی : سعادت — عشق علی : شهادت — ذکر علی : عبادت — عید علی : مبارک
——————
عید غدیر خم مبارک –
——————

نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد
ناشر حکم ولایت به ولی می نازد
گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی
عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد

[ پنجشنبه یازدهم آبان 1391 ] [ 7:48 قبل از ظهر ] [ مسافر ]

[ ]

       

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه